برگزیده :

آخرت

نوشته شده در تاریخ ۱۶:۵۰:۰۹ ۱۳۹۱/۰۸/۰۸ و در حوزه های دانشنامه - ۰ نظر
آخرت

 کلمه «آخرت» در لغت از ماده «أ خ ر» و مؤنث آخر است....

آخرت: کلمه «آخرت» در لغت از ماده «أ خ ر» و مؤنث آخر است. این کلمه گاهى در مقابل«اُولى» قرار مى گیرد و اُولى مؤنث اول است (الصحاح ، ج2 ، ص 576 ; المفردات فى غریب القرآن ، ص 13 و لسان العرب ، ج4  ، ص 12) و گاهى در مقابل «دنیا» (مجمع البحرین ، ج1 ، ص 48) و دنیا یا از ماده دنوّ است (نزدیکى) ، و یا از مادّه دنّى (پست و ناچیز). قهراً آخرت به معناى زندگى دورتر ، یا در سطح بالاتر است. آنجا که در مقابل «اولى» است به معناى آخر کار است (بحارالأنوار ، ج24 ، ص 356).
آخرت در اصطلاح دو کاربرد دارد: یکى عالم پس از دنیا که عالم برزخ و قیامت را شامل مى شود ، عبارت از جهانى است که انسان ها پس از مردن به آن وارد شده و براى همیشه در آن زندگى خواهند کرد و دیگرى به معناى قیامت است. پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم درباره این که چرا جهان پس از دنیا آخرت نامیده شده ، فرموده است:«چون بعد از دنیا و متأخر از آن است» (بحارالانوار ، ج54 ، ص 356 و مجمع البیان ج1 ص 88) وعلى (علیه السلام) فرموده است:«چون سراى پاداش است». (علل الشرایع ، ج1 ، ص 12).
واژه آخرت در قرآن کریم 115 مرتبه آمده است: 58 مورد در مقابل واژه «دنیا» ، و 5 مورد در مقابل واژه «اُولى» ، 9 مورد صفت یا مضاف الیه «الدار» و یک مورد صفت «النشأة».
همچنین از آخرت به «دارالسلام» (یونس:25) ، سراى صلح و سلامت ، «دارالمتقین» (نحل:30) ، سراى تقواپیشه گان ، «دارالمقامه» (فاطر:35) سراى اقامت ،« دارالقرار» (غافر:39) سراى آرامش ، «دارالخلد» (فصلت:28) سراى جاوید و «دارالبوار» (ابراهیم:28) سراى نیستى و نابودى نیز تعبیر شده است.
پیامبران الهى بر لزوم ایمان به آخرت تأکید بسیار داشته اند و یادآورى مرگ را نشانه زیرکى انسان دانسته و انذار و تبشیر را از اصول دعوت خود قرار داده اند (منشور جاوید ، ج9 ، ص 5). زیرا وقتى انسان باور کند که آخرتى در کار است و سعادت و شقاوت ابدى او در گرو اعمال ونیّات خواهد بود ، آثار این باور در گفتار و کردار ، عقاید و افکار او تأثیر مستقیم و شگرف مى گذارد و موجب اصلاح هر چه بیشتر او خواهد شد ; چنان که علت انحراف بشر کنونى ، غفلت از یاد آخرت است (بدایة المعارف ، ج2 ، ص 286). از این رو خداوند متعال بندگان ویژه خود را با وصف «یاد کنندگان آخرت» تمجید فرموده است: (إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَة ذِکْرَ الدّارِ)  ; «ما آنان را خالص کرده ] و به مقام مُخلَصین رساندیم [ به این سبب که فقط به یاد آخرت بودند» (ص: 46).
ویژگى هاى عالم آخرت: آخرت وجهه ملکوتى و ظهور تام دنیا محسوب شده و همچون سکه اى دو رو ، مجموعاً یک واحد به شمار مى آیند (المیزان ، ج2 ، ص 104) (یَعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وهُمْ عَنِ الآخِرَة هُمْ غافِلُونَ) آنان فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مى دانند ، و از آخرت غافل اند ( روم: 7).
آن عالم حدّ وسط جهان مجردات عقلیه و جسمانیات مادیّه قرار دارد (اسفار اربعه ، ج9 ، ص 335).
آخرت داراى زمین و آسمان هاست ، اگر چه با زمین و آسمان هاى دنیا از بعضى جهات متفاوت است (المیزان ، ج11 ، ص 24 (یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّماواتُ...)  ; «در آن روز که این زمین به زمین دیگر ، و آسمان ها ] به آسمان هاى دیگر [ مبدّل مى شود (ابراهیم:48) ; (مجمع البیان ، ج6 ، ص 94 ; الکشاف ، ص 636 ، تفسیر کبیر ، ج19 ، ص 146). آن سرا ، محل ظهور و تجلّى مالکیت مطلقه الهى (المیزان ، ج2 ، ص 179) و کشف حقایق اشیا و تعیّن اجزاء ، و تبدیل شدن جهان غیب به جهان شهادت است. (المیزان ، ج7 ، ص 54 ; ج 11 ، ص 14 ; ج16 ، ص 391) و داراى حیات حقیقى و محض بوده و سراسر زندگى است (شرح العقیدة الطحاویه ، ص 120 ; الکشاف ، ص 957 (إِنَّ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوان) (عنکبوت: 64). ماده و جسم آن ، زمین و آسمان ، با غ و میوه ها ، آتش و عذاب آن همگى جاندار ، شاعر و آگاهند. (مجمع البیان ، ج8 ، ص 40 ; المیزان ، ج18 ، ص 205 ; تفسیر کبیر ، ج25 ، ص 92).
پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: سال هاى آخرت وصف ناشدنى ، روزهاى آن بى شمار و ساکنان آن جاودانه اند (بحارالأنوار ، ج54 ، ص 356) وفنا و پیرى و کهنگى به آن راه ندارد (المیزان ، ج16 ، ص 149).
اما محدود بودن آن به عمر آسمان ها و زمین (مادامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْض) (هود ، 108) به این جهت است که مطلق آسمان ها و زمین ، از این حیث که آسمان و زمین اند ، ابدى و روشن به نور پروردگارند ، اگر چه آسمان و زمین دنیایى فانى است (المیزان ، ج11 ، ص 24).
نعمت هاى آخرت خالص از نقمت و سعادت آن خالص از شقاوت است ; چنان که نقمت و شقاوت آن نیز همین گونه است. (همان ، ج12 ، ص 20).
ویژگى هاى اهل آخرت
1. عدم تکلیف: اهل آخرت از تکلیف معافند (شرح المواقف ، ص 379 ; اوائل المقالات ، ص 91ـ 92) زیرا با وجود تکلیف ، امکان ایصال ثواب به مطیع نخواهد بود و حال آن که بهشت محل ایصال ثواب است (کشف المراد ، ص 105).
2. آزادى و اختیار: اهل آخرت در انجام اعمال آزاد و مختار بوده و هیچ گونه اجبار و اضطرارى براى آنها نیست (اوائل المقالات ، ص 92). با این حال از بهشتیان فعل قبیح صادر نمى شود ، چون انگیزه کار قبیح در آنها وجود ندارد ، اما اهل جهنم گاهى مرتکب کار قبیح مى شوند.چنان که قرآن کریم از دورغ گویى جهنمّیان خبر مى دهد: (وَلَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى النّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَلا نُکَذِّبُ بِآیاتِ رَبِّنا وَنَکُونَ مِنَ الْمؤْمِنین* بَلْ بَدالَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُو عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکاذِبُون) (انعام: 27) و تردیدى در قبح دروغ نیست (اوائل المقالات ، ص 92).
3. معرفت به ذات الهى: اهل آخرت عارف به ذات الهى بوده و تمام حوادثى را که در دنیا بر آنان گذشته است نیز به یاد مى آورند (امالى سید مرتضى ، ج4 ، ص 15 ; التبیان ، ج5 ، ص 29) زیرا اگر آنچه به آنها از پاداش و کیفر مى رسد ، ندانند از ناحیه چه کسى صورت گرفته و به چه جهت است ، عنوان پاداش و کیفر بر آن صادق نخواهد بود ، حال آن که آنچه در آخرت به انسان مى رسد ، قطعاً پاداش یا کیفر اعمال اوست (شرح نهج البلاغه ، ج5 ، ص 142).
4. تناسب پاداش با عمل: پاداش اهل آخرت متناسب با اعمال آنان ، (بدایة المعارف ، ج2 ، ص 286) و ملازم آنهاست (المیزان ، ج11 ، ص 14 ; ج 15 ، ص71). (کُلّ إِنْسان أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِى عُنُقِهِ)  ; «هر انسانى ، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم ( اسراء: 13). از این رو جایى براى عذرخواهى باقى نمى ماند ، زیرا عذرخواهى در جایى مفید است که پاداش قابل انفکاک از عمل باشد (المیزان ، ج11 ، ص 14) (لا تَعْتَذِروُا الْیَوْمَ إِنَّما تُجْزَونَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)  ; «اى ] کافران! [ عذرخواهى نکنید ، پاداش شما ، نفس عملى است که انجام دادید» (تحریم: 7).
5. رابطه صمیمى بهشتیان: در آخرت بین نیکوکاران انس و الفت ، صفا و صمیمیت برقرار است (الکشاف ، ص 642 (إخواناً على سُرُر مُتَقابِلین)  ; «همه برادرانه بر تخت ها رو به روى یکدیگر نشسته اند» (حجر : 47). امّا در اجتماع بدکاران تنفر و بیزارى از یکدیگر و ناسزاگویى حکمفرماست (الکشاف ، ص 1052 (إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النّارِ) . این گفت و گوى خصمانه دوزخیان قطعاً راست است. (ص: 64).
6. سرنوشت جداگانه: در آنجا هر کس سرنوشت جداگانه دارد ، زیرا آن جهان ، جهان فعلیت هاى محض است و فعلیت هاى محض از یکدیگر تأثیر نپذیرفته و با یکدیگر ترکیب نمى شوند (عدل الهى ، ص 198).
منازل آخرت
آخرت داراى منازلى است ; از قبیل لحظه مرگ ، قبر ، حشر ، صراط ، میزان ، حساب و تطایر کتب.
1. لحظه مرگ ، آخرین روز دنیا و اولین روز آخرت است. در آن لحظه مال ، فرزند و اعمال خوب و بد انسان (شرح اصول کافى ، ج1 ، ص 51) تمثّل پیدا مى کنند (فتح البارى ، ج8 ، ص 430) و ملائکه از آسمان نزد محتضر حاضر مى شوند (المیزان ، ج8  ،ص 137).
2. قبر یا عالم برزخ: پس از آن که مرده را در قبر گذاشتند ، دو ملک وارد قبر شده و از مسائل اعتقادى خدا ، پیامبر ، امام ، دین ، کتاب و قبله سؤال مى کنند (اوائل المقالات ، ص 75 ; بحارالانوار ، ج6 ، ص 202 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118). رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرمایند: قبر ، اول منزل از منازل آخرت است ،اگر از آن نجات یافت ، منازل بعد آسان تر است ، و الاّ سختى پس از آن کمتر از قبر نیست (معارج الیقین فى اصول الدین ، ص 485).
این مرحله براى نیکوکاران باغى از باغ هاى بهشت و براى بدکاران ، حفره اى از حفره هاى جهنم است (بحارالانوار ، ج6 ، ص 205) و تا قیامت کبرى در آن خواهند ماند. (معاد ، ص 52) ، (وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ) (مؤمنون:100). البته این امور همگى مربوط به بدن مثالى است ، زیرا برزخ و قبر ، هر دو بیان یک واقعیت اند (شرح العقیدة الطحاویه ، ص 396 ; بحارالانوار ، ج6  ، ص 268 ; منشور جاوید ، ج9 ، ص 238).
3. نشانه هاى قیامت (اشراط الساعه): پس از این مرحله و پایان یافتن عمر دنیا ، رستاخیز فرا مى رسد ، که داراى نشانه ها و مقدماتى است ; از قبیل: خروج مهدى (عج) ، پدیدار شدن دودى در آسمان ، ظاهر شدن دجّال ، بیرون آمدن جنبده اى از زمین ، هجوم یأجوج و مأجوج ، طلوع خورشید از مغرب ، بازگشت حضرت عیسى (علیه السلام) و تحولات کیهانى (لمعة الاعتقاد ، ص 134 ; و مجمع البیان ، ج4 ، ص 405 ; شرح احقاق الحق ، ج3 ، ص 213).
4. نفخ صور: در این هنگام در صور (شیپور) دمیده شده و همه مردگان ناگهانى و وحشت زده از قبور سر برآورده و نداى الهى را لبیک مى گویند ، (مجمع البیان ، ج6 ، ص 391  ; الکشاف ، ص 767 و 1050 ; تفسیر کبیر ، ج23 ، ص 121 ; تصحیح اعتقادات الامامیه ، ص 98 (وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ) (یس:51). نفخ صور دو مرحله دارد: اماته و احیاء و به صیحه ، صاخه ، زجره ، رجفه (که همگى به معناى فریاد است) نیز در قرآن تعبیر شده است (منشور جاوید ، ج9 ، ص 279267).
5. میزان اعمال: آن گاه همگى در صحنه محشر براى حسابرسى گرد آمده و به انتظار به سر مى برند: (إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ) (غاشیه:25ـ 26) در این هنگام میزان هاى سنجش گذاشته شود: (وَنَضَع المَوازِین القِسْط...) (انبیاء:47) و به حساب همگى رسیدگى مى شود (شرح المواقف ، ص 321) ، اگر چه در کیفیت «میزان» بین متکلمان اختلاف وجود دارد ، در اصل وجود آن هیچ اختلافى نیست (الاعتقادات ، ص 73 ; نخبة اللآلى ص 124 ; الأربعین فى اصول الدین ، ص 19 ، الاقتصاد ، ص 52 ; الکشاف ، ص 823 ، 783 و 1379 ; تفسیر کبیر ، ج22 ، ص 176 ، 177 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 120ـ 121 ; شرح العقیدة الطحاویه ، ص 404 ; مجمع البیان ، ج7  ، ص 90).
از امام صادق (علیه السلام) درباره «الموازین القسط» سؤال شد ، فرمود: میزان ها پیامبران و اوصیاى آنهاست (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 243). محاسبه انبیا و امامان معصوم (علیهم السلام) مستقیماً توسط خداوند متعال انجام مى شود و محاسبه اوصیا توسط پیامبران صورت مى گیرد و محاسبه امت ها را اوصیا انجام مى دهند (الاعتقادات ، ص 73). در زیارت مخصوصه حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) آمده است:«اَلسَّلامُ عَلى یَعْسُوبِ الإِیمانِ وَمِیزانِ الأَعْمال» ; «سلام بر پیشواى ایمان و میزان اعمال» (مفاتیح الجنان ، زیارت چهارم حضرت (علیه السلام)  ، ص 550).
6. شاهدان اعمال و گواهان دادگاه الهى: هنگام حسابرسى در دادگاه الهى ، همه شاهدان اعمال ، حضور داشته و آماده گواهى دادن هستند. اولین شاهد ، خودِ خداوند متعال است: (ثُمَّ اللّهُ شَهِیدٌ عَلى ما یَفْعَلُون) (یونس:46) ، سپس پیامبران الهى (نساء:14) ، فرشتگان ناظر اعمال (انفطار:11ـ13) ، مکان انجام عمل (زلزله:4ـ5) ، زمان انجام عمل (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 305) ، قرآن کریم (بحارالأنوار ، ج7 ، ص 319) ، نامه اعمال (اسراء: 13) و اعضاى بدن (نور:24 ، یس:65 ; فصّلت:20ـ 22) (الکشاف ، ص 522 ، 1143 و 1352 ; مجمع البیان ، ج1 ، ص 417 ; ج9 ص 17 و ج8 ، ص 285 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 118).
7. تطایر کتب: پس از حسابرسى ، انسان ها به سه گروه تقسیم مى شوند: گروهى که هیچ حسنه اى در نامه اعمال آنان نیست وگروهى که هیچ سیّئه اى در نامه اعمال ندارند ، جایگاه این دو گروه مشخّص است. اما گروه سوم که اکثریت را تشکیل مى دهند آنهایند که در پرونده آنان هم عمل صالح است و هم طالح: (خلطُوا عَملاً صالحاً وآخر سیّئاً) (توبه:102). این گروه بى تابانه براى دریافت نامه اعمال خود لحظه شمارى مى کنند. در این هنگام نامه اعمال هر کس به پرواز درآمده و به سوى او نزدیک مى شود ، تا این که یا در دست راست او قرار مى گیرد و بهشتى مى شود و یا به دست چپ او قرار مى گیرد و جهنمى مى گردد (احیاء علوم الدین ، ج4 ، ص 520 و شرح العقیدة الطحاویه ، ص 404).
8. پل صراط: پس از دریافت نامه اعمال مى بایست از گذرگاهى همگانى که پلى است از مو باریک تر و از لبه شمشیر تیزتر (شرح العقیدة الطحاویه ، ص 401 ; بحارالأنوار ، ج8 ، ص 64) و روى دوزخ نصب شده است عبور کنند (شرح المواقف ، ص 320 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 119ـ 120 ; الأربعین فى اصول الدین ، ص 19 ; کشف المراد ، ص 576) (وَإِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتماً مَقْضِیّاً)  ; «و هیچ کدام از شما نیست مگر این که وارد آن (دوزخ) مى گردد ، این امرى حتمى از جانب پروردگار توست» (مریم:71). البته هنگام عبور مؤمنان ویژه ، دوزخ خاموش است (الکشاف ، ص 739 ; حلیة الأولیاء ، ج5 ، ص 212) و سایر پرهیزکاران به عنایت الهى از آن عبور مى کنند ، اما ستم کاران در آن سقوط مى نمایند (الکشاف ، ص 1274 ; الأربعین فى اصول الدین ، ص 19) حقیقت این صراط با توجه به روایات (نهج البلاغه ، خطبه16 ، ص 48) مى تواند تجسّم همان صراط دنیوى باشد ، یعنى صراط مستقیم (تقوى) که پرهیزکاران آن را برگزیده و ستمکاران از آن منحرف شده اند (الأربعین فى اصول الدین ، ص 19 ; منشور جاوید ، ج9 ، ص 348ـ 349) ، و یا مى تواند حجت هاى الهى باشد ، که هر کس در دنیا آنان را شناخته و اطاعت نموده در آخرت اجازه عبور از صراط جهنم را مى یابند (الاعتقادات فى دین الإمامیّة ، ص 70).
9. اعراف: از دیگر منازل آخرت ، اعراف است: (وَعَلى الأَعْرافِ رِجالٌ) (اعراف: 46ـ 49). اعراف جایگاه بلندى است که موقعیتى جدا از بهشت و دوزخ دارد (مجمع البیان ، ج4 ، ص 260ـ 261) بر آن مردانى قرار دارند که به همه بهشتیان و دوزخیان اِشراف دارند ; آنان آگاهى خاصى دارند ، که همه اهل محشر را از نظر سرنوشت مى شناسند (تصحیح اعتقادات امامیه ، ص 106 ; غایة المرام ، ج3 ، ص 69). این گروه در واقع مجریان اراده خداوند بوده و به تنظیم امور مى پردازند (منشور جاوید ، ج9 ، ص 358). مقصود از اعرافیان انبیا و شهدا (تفسیر کبیر ، ج14 ، ص 87) و یا امامان معصوم هستند (الاعتقادات ، ص 70). حضرت فاطمه زهرا (س) مى فرماید:«از پدرم درباره آیه شریفه (46اعراف) پرسیدم ، فرمود: آنان دوازده امام بعد از من مى باشند» (کفایة الأثر ، ص 194) و امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود:«ما بر اعراف استقرار داشته و یارانمان را به سیمایشان مى شناسیم» (غایة المرام ، ج3 ، ص 69) .ممکن است ، گروه هاى دیگر نیز در اعراف مستقر باشند ، از قبیل: گنهکارانى که امید شفاعت دارند (تفسیر کبیر ، ج14 ، ص 88 ; الکشاف ص 397 ، شرح المواقف ، ص 311) و یا اطفال و مجانینى که در دنیا ، تکلیف از آنان ساقط بوده است (تصحیح اعتقادات امامیه ، ص 106)   ک مدخل اعراف.
10. بهشت و جهنّم: آخرین منزل آخرت ، بهشت و دوزخ است ، که اکثر متکلمان معتقدند هم اکنون وجود دارد ، هر چند در این که در کجا قرار دارد ، اختلاف نظر دارند (کشف المراد ، ص 576 ; الاعتقادات ، ص 79 ; مجمع البیان ، ج1 ، ص 129 ; گوهر مراد ، ص 482 ; شرح المواقف ، ص 301 ; شرح المقاصد ، ج5 ، ص 105ـ 109).
نکته: منازل و حالات یاد شده عقلاً امکان وقوع دارند و خداوند متعال نیز وقوع آنها را خبر داده است ، بنابراین تصدیق و ایمان به آنها واجب است (کشف المراد ، ص 575 ; شرح المواقف ، ص 320).
نگارش از: غلامرضا رضایى

منبع: دانشنامه کلام اسلامی زیر نظر آیت الله سبحانی

منابع
«احیاء علوم الدین»  ، الغزالى ، محمد بن محمد ، ۵۰۵ ، دارالمعرفة ، بیروت ; «الأسفار الأربعه»  ، الشیرازى ، صدرالدین ، محمد (۱۰۵۰) ، دار احیاء التراث ، بیروت ، ۱۹۸۱ ; «الأربعین فى اصول الدین»  ، غزّالى ، محمد بن محمد  ، م ۵۰۵ ، دار الجیل ، بیروت ، بى تا ; «الاعتقادات»  ، مفید ، محمد بن نعمان  ، م ۴۱۳ ، تحقیق: عصام عبدالسّید ، ناشر: دارالمفید ، قم ، ۱۴۱۴ ; «الاقتصاد الهادى إلى طریق الرشاد»  ، الطوسى ، ابوجعفر ، محمد بن الحسن۴۶۰ ، تحقیق: الشیخ حسن سعد ،ناشر: مکتبة جامع چهلستون ، ۱۴۰۰ ; «الأمالى»  ، السید المرتضى  ، تحقیق و تصحیح: الشیخ احمد بن الأمین الشنقیطى ، ناشر: مکتبة آیة اللّه العظمى المرعشى النجفى ، ۱۳۲۵ـ ۱۹۰۷ ;«اوائل المقالات»  ، مفید ، محمد بن نعمان  ، م ۴۱۳ ، زنجانى ; «بحارالانوار»  ، مجلسى ، علاّمه محمدباقر م ۱۱۱۱ ، ناشر: مؤسسة الوفاء ، بیروت ، ۱۴۰۳هـ ، ۱۹۸۳م ; «بدایة المعارف الإلهیة»  ، خرازى ، سید محسن ، معاصر ، مرکز مدیریت حوزه علمیه ، قم ; «التبیان»  ، الطوسى ، محمد بن الحسن۴۶۰ تحقیق: احمد حبیب قصیر العاملى ، ناشر: مکتب الأعلام الاسلامى ، ۱۴۰۹ ; «تصحیح اعتقادات الإمامیه»  ، مفید ، محمد بن نعمان ، ۴۱۳ ، ناشر ، دارالمفید ، بیروت ، تحقیق: حسین درگاهى ، لبنان ، ۱۴۱۴ ;  «التفسیر الکبیر»  ، ۳۰جلدى ، الفخر الرازى ، ناشر: داراحیاء التراث العربى ، بیروت ; «حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء»  ، الإصبهانى ، ابونعیم ، احمد بن عبداللّه ، ناشر: دارالکتب العربى ، بیروت ، ۱۴۰۵ ; «شرح اصول کافى»  ، مازندرانى ، ملاّ محمد صالح ، م۱۰۸۱ ، تعلیقه میرزا ابوالحسن شعرانى ; «شرح العقیدة الطحاویة»  ، تک جلدى ، الحنفى ،ابن ابوالعزّ ناشر: المکتب الإسلامى ، بیروت ، ۱۳۹۱ق ; «شرح المقاصد» ده جلدى ، التفتازانى ، سعد